هعی
دوقطره اشگ ریختم میخواستم حسابی ابغوره بگیرم ولی بیخیال شدم از ما گذشته.
ب خانوم ام نمیگم اشتی کردم بگم باز قهر میکنه برام
قول داد شکاک نباشه قول داد زود خودشو جمع کنه سرکار بره.و گفت احترام روطرفسس.الان اون وبلاگ بود کلی سرزنش میشدم و فحش بارون
خداروشکر اینجا هنوز ادم سم نیست باشه هم ب چپم نخونده حذف !!!
و اینکه نمیدونم واقعا
برم درس بخونم😭
راستی اینو نگفتم
یویدیو دیدم دختره جواب کنکورش اومد ذوق کرد
من هیچوقت اون ذوق رو تجربه نکردم
بخدا ینی قبولیتیزهوشان خوشحالیش هنوز تو دلم هست که تو ی مدرسه ی دولتی بعد چند سال قبولی داشت من بودم.
فک کن کنکور قبول. شم اونمتا اخر عمر میمونه تو دلم
ولی اخه این قدمای کوچیک سخته. (
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 11:19 توسط Yek ensan.
|
Still